عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
101
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
أحلف بالمروة حقّا و الصّفا * أنّك خير من تفاريق العصا يعنى : سوگند به صفا و مروه مىخورم ، سوگندى راست ، كه تو از تكههاى چوبدستى بهتر هستى . غنيّه اين بيت را براى پسرش گفته - كه جنگجو بود و با وجود ضعف حال و كوچكى استخوان و جثّه ، همواره متعرّض مردم مىشد - روزى با جوانى به هم پريدند و آن جوان او را زد و بينىاش را شكست . مادر ديهء پسر را گرفت و پس از تنگدستى سخت ، روزگارش به شد . بار دگر با شخصى دگر گلاويز شد او نيز وى را زد و گوشش را بريد ، و مادر ديه و تاوان گوش پسر را گرفت و حال و روزش بهتر شد . پس از آن يك بار دگر با دگرى در افتاد و حريف لبش را شكافت و مادر تاوان لب را گرفت و نكو حالتر شد و از قبل اندامهاى فرزند توانگر گرديد و از سر نيكو حالى ، فرزند را در شعر ستود . كسى از ابن اعرابى پرسيد چه گويى دربارهء تكّههاى چوبدستى ؟ گفت : چوبدستى را چون ببرند قلادهء سگ كنند ، پس آن را بريده ، ميخها سازند و پس آن را نيز تكه كرده چوبك گوشهء جوال كنند و آن را ببرند و مهار سازند و در دهان كره كنند تا پستان مادر را نتواند بگيرد . تقسيمات اقليدس . ابو القاسم آمدى گفته : پيرى از ناقدان شعر اين سخن عباس بن احنف را شنيد كه : وصالكم هجر و حبّكم قلى * و عطفكم صدّ و سلمكم حرب و انتم به حمد اللّه فيكم فظاظة * و كلّ ذلول من مراكبكم صعب يعنى : وصال شما هجران است و دوستدارى شما دشمنى ، و مهربانى شما ، روى بگردانيدن است و آشتى شما جنگ و شما - خداى را سپاس - كه در ميان خود درشتى و بدخويى داريد و اسبان رام شما نيز چموشاند چون شعر را شنيد گفت سوگند به خدا كه اين از تقسيمات و خطوط هندسى اقليدس بهتر است .